20 دی
موفقیت در تعاملات اجتماعی
به قلم: علی فردی

  • تاریخ: 94/10/20

برای کسب موفقیت در روند تعامل اجتماعی ابتدا باید بتوانیم افرادی را که با آن ها سرو کار داریم به درستی درک کنیم.ادراک شخص از مهمترین و در عین حال پیچیده ترین تکالیفی است که در زندگی روزمره با آن روبرو می باشیم. چگونه می توان گفت فردی واقعاً مهربان یا صرفاً خودشیرین است، متکبر یا فقط مغرور است، صادق است یا متقلب است، بی مسئولیت است یا مشتاق؟ اگر بخواهیم در تعاملات اجتماعی خود با دیگران موفق باشیم باید بتوانیم رفتار دیگران را به درستی تفسیر کرده، بفهمیم و پیش بینی کنیم. تصور کنید اگر شخص در اغلب موارد در قضاوت های خود راجع به دیگران اشتباه کند، چه روی خواهد داد؟ تعامل با چنین شخصی آزار دهنده و حتی غیرممکن خواهد بود بنابراین برای همه ما توانایی نگریستن به خودمان و دیگران، بدان گونه که واقعاً هستیم بسیار حائز اهمیت است و این خود نیازمند تمرین و مهارت قابل توجهی میباشد. شاید بتوان گفت که ادراک شخصی، نقش تعیین کننده ای در تعامل وی با دیگران دارد. پیش از آنکه بتوانیم با دیگران ارتباط معناداری برقرار کنیم، باید آن را درک و تفسیر نمائیم و در نهایت هر برخورد اجتماعی به شکل گیری برداشت ها، انتظارات و پیش بینی های معین درباره افرادی می انجامد که آنها را ملاقات کرده ایم.بنابراین نوع ادراک درشخص، همیشه در شروع،حفظ و خاتمه تعاملات اجتماعی نقش مهمی ایفاء میکند.

ادراک اجتماعی(مثل درک مردم) با ادراک موضوعات فیزیکی تفاوتهای مهمی دارد زیرا موضوعات اجتماعی غالباً با خصوصیاتی در ارتباط است که استنباطی بوده، قابل مشاهده بلافصل نیستند (مانند هوش، نگرشها، اعتقادات و .......).

باید گفت که ادراک اجتماعی تا حد بسیار زیادی بر استنباط کیفیات پنهانی مبتنی است و مساله بسیار حادتر اینکه شخص هنگام قضاوت در مورد دیگران به ندرت میتواند مشاهده گر بی طرفی باشد، زیرا انسان معمولاً احساسات، نگرشها و انگیزه های پیشاپیشی دارد که از همان بدو امر برقضاوت هایش تاثیر میگذارد، برای مثال شباهتها و تفاوتهای قابل درک بین خود و مردم مورد قضاوت، میتواند منبع مهمی جهت سوگیری باشد. در اینصورت در افرادی که ویژگی هایی شبیه به خودمان دارند، احتمال دیدن خصوصیات خوب بیشتر است تا افرادی که تفاوت زیادی با ما دارند. ما غالباً در نگرش جهت دار نسبت به طبقه خاصی از افراد، منافع مقررهای داریم و به این دلیل است که تنها معدودی از افراد موفق میشوند تا نظری کاملاً عینی درباره مسولان، والدین و حتی زیردستان خود داشته باشند. روانشناسان اینگونه سوگیریها را "سوگیریهای انگیزشی" می نامند. با افزودن مشکلات کشف و تصحیح اشتباهاتمان، این سوگیری ها تهدید جدی برای دقت قضاوتهای ما در درک اشخاص به شمار می آیند حتی گاهی این سوگیریهای شخصی میتوانند منبع پیش گوییهای " خودکام بخش " نیز باشند. وقتی مدیر مافوق خود را فردی مستبد میدانیم، رفتار ما در قبال او واقعاً میتواند وی را به چنین فردی مبدل سازد. با وجود این مشکلات بسیاری از ما اکثر اوقات موفق به ادراک معقولانه بیشتر مردم میشویم. بنابراین قضاوت درباره دیگران نیازمند دقت بالایی است. به طور کلی میتوان گفت که هرکس ممکن است تحت شرایطی، در مورد بعضی افراد خاص قضاوت کننده ای دقیق باشد و به این ترتیب شخصی به عنوان یک قضاوت کننده کاملاً دقیق (یا غیر دقیق) وجود ندارد. مساله دقت به خصوصیات قضاوت کننده، خلق وی در آن زمان، و برخی موارد دیگر بستگی دارد و لازم است ما در مورد قضاوتهای خود و دیگران بیش از حد معمول محتاط باشیم و این اولین قدم ضروری جهت بهبود مهارتهای ادراکی شخص می باشد.